کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲۷ - چراغ روی تو را شمع گشت پروانه...

1

چراغ روی تو را شمع گشت پروانه

مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه

2

خرد که قید مجانین عشق می فرمود

به بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه

3

به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد

هزار جان گرامی فدای جانانه

4

من رمیده ز غیرت ز پا فتادم دوش

نگار خویش چو دیدم به دست بیگانه

5

چه نقشه ها که برانگیختیم و سود نداشت

فسون ما بر او گشته است افسانه

6

بر آتش رخ زیبای او به جای سپند

به غیر خال سیاهش که دید به دانه

7

به مژده جان به صبا داد شمع در نفسی

ز شمع روی تواش چون رسید پروانه

8

مرا به دور لب دوست هست پیمانی

که بر زبان نبرم جز حدیث پیمانه

9

حدیث مدرسه و خانقه مگوی که باز

فتاد در سر حافظ هوای میخانه

متن شعر کپی شد.