کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۴۲ - به جان او که گرم دسترس به جان بودی...

1

به جان او که گرم دسترس به جان بودی

کمینه پیشکش بندگانش آن بودی

2

بگفتمی که بها چیست خاک پایش را

اگر حیات گران مایه جاودان بودی

3

به بندگی قدش سرو معترف گشتی

گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی

4

به خواب نیز نمی بینمش چه جای وصال

چو این نبود و ندیدیم باری آن بودی

5

اگر دلم نشدی پایبند طره او

کی اش قرار در این تیره خاکدان بودی

6

به رخ چو مهر فلک بی نظیر آفاق است

به دل دریغ که یک ذره مهربان بودی

7

درآمدی ز درم کاشکی چو لمعه نور

که بر دو دیده ما حکم او روان بودی

8

ز پرده ناله حافظ برون کی افتادی

اگر نه همدم مرغان صبح خوان بودی

متن شعر کپی شد.