غزل · حافظ
غزل شماره ۴۴۷ - بیا با ما مورز این کینه داری...
1
بیا با ما مورز این کینه داری
که حق صحبت دیرینه داری
2
نصیحت گوش کن کاین در بسی به
از آن گوهر که در گنجینه داری
3
ولیکن کی نمایی رخ به رندان
تو کز خورشید و مه آیینه داری
4
بد رندان مگو ای شیخ و هش دار
که با حکم خدایی کینه داری
5
نمی ترسی ز آه آتشینم
تو دانی خرقه پشمینه داری
6
به فریاد خمار مفلسان رس
خدا را گر می دوشینه داری
7
ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری