کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۶۴ - بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی...

1

بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی

خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی

2

در وهم می نگنجد کاندر تصور عقل

آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی

3

شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را

هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی

4

آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی

وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی

5

چون من خیال رویت جانا به خواب بینم

کز خواب می نبیند چشمم بجز خیالی

6

رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت

شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی

7

حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی

زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی

متن شعر کپی شد.