غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۳ - بشگفت گل در بوستان آن غنچه خندان کجا؟...
1
بشگفت گل در بوستان آن غنچه خندان کجا؟
شد وقت عیش دوستان آن لاله و ریحان کجا؟
2
هر بار کو در خنده شد چون من هزارش بنده شد
صد مرده زان لب زنده شد درد مرا درمان کجا؟
3
گویند ترک غم بگو تدبیر سامانی بجو
درمانده را تدبیر کو دیوانه را سامان کجا؟
4
از بخت روزی باطرب خضر آب خورد و شست لب
جویان سکندر در طلب تا چشمه حیوان کجا؟
5
می گفت با من هر زمان گر جان دهی با من امان
من می برم فرمان بجان آن یار بی فرمان کجا؟
6
گفتم : تویی اندر تنم ما هست جان روشنم
گفتی که : آری آن منم اگر آن تویی پس جان کجا؟
7
گفتی صبوری پیش کن مسکینی از حد بیش کن
زینم از آن خویش کن من کردم این و آن کجا؟
8
پیدا گرت بعد از مهی درکوی ما باشد رهی
از نوک مژگان گه گهی آن پرسش پنهان کجا؟
9
زین پیش با تو هر زمان می بودمی از هم دمان
خسرو نه هست آخر همان ؟ آن عهد و آن پیمان کجا؟