غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۷ - گر در شراب عشقم از تیغ میزنی حد...
1
گر در شراب عشقم از تیغ میزنی حد
ای مست محتسب کش حدیست این ستم را
2
گفتی که غم همی خور من خود خورم ولیکن
ای گنج شادمانی اندازه ییست غم را
3
آن روی نازنین را یک دم بسوی من کن
تا بیشتر نبینم نسرین وارغوان را