غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۱۶ - پیر شدی گوژ پشت دل بکش از دست نفس...
1
پیر شدی گوژ پشت دل بکش از دست نفس
زانکه کمان کس نداد دشمن کین توز را
2
چون تو شدی ازمیان از تو بروز دگر
جمله فرامش کنند، یادکن آنروز را
3
خود چو بدیدی که رفت عمر بسان پریر
از پی فردا مدار حاصل امروز را