کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۱۸ - برقع برافگن ای پری حسن بلاانگیز را...

1

برقع برافگن ای پری حسن بلاانگیز را

تا کلک صورت بشکند این عقل رنگ آمیز را

2

شب خوش نخفتم هیچ گه زاندم که بهر خون من

شد آشنایی با صبا آن زلف عنبر بیز را

3

دانم قیاس بخت خود کم رانم از زلفت سخن

لیکن تمنا می کنم فتراک صید آویز را

4

بگذشت کار از زیستن خیز ای طبیب خیره کش

بیمار و مسکین را بگو تا بشکند پرهیز را

5

پر ملایک هیزم است آنجا که عشقت شعله زد

شرمت نیاید سوختن خاشاک دود انگیز را؟

6

چون خاک گشتم در رهت چون ایستادی نیستت

باری چو بر ما بگذری آهسته ران شبدیز را

7

بوکز زکوه حسن خود بینی به خسرو یک نظر

اینک شفیع آورده ام این دیده خون ریز را

متن شعر کپی شد.