کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۲۸ - سری دارم که سامان نیست او را...

1

سری دارم که سامان نیست او را

به دل دردی که درمان نیست او را

2

به راه انتظارم هست چشمی

که خوابی هم پریشان نیست او را

3

به عشق از گریه هم ماندم چه جویم

باران از کشتی که یاران نیست او را

4

فرامش کرد عمرم روز را ز اینک

شبی دارم که پایان نیست او را

5

خط نو خیز و لب ساده از آنست

خوش آن مضمون که عنوان نیست او را

6

ز خسرو رخ مپیچ ار گشت ناچیز

خیالی هست گرجان نیست او را

متن شعر کپی شد.