غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۳۱ - سوخته رخت اگر سوی چمن گذر کند...
1
سوخته رخت اگر سوی چمن گذر کند
در دل خود گمان کند شعله گرم لاله را
2
تو ز پیاله می خوری من همه خون که دم به دم
حق لبم همی دهی از لب خود پیاله را
غزل · امیرخسرو دهلوی
سوخته رخت اگر سوی چمن گذر کند
در دل خود گمان کند شعله گرم لاله را
تو ز پیاله می خوری من همه خون که دم به دم
حق لبم همی دهی از لب خود پیاله را