غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۴۶ - سیم خیال تو بس با قمر چکار مرا؟...
1
سیم خیال تو بس با قمر چکار مرا؟
من و چون کوه شبی با سحر چکار مرا؟
2
نبینم آن لب خندان ز بیم جان یک سره
ز دور سنگ خورم با گهر چه کار مرا؟
3
اگر قضاست که میرم به عشق تو آری
بکارهای قضا و قدر چکار مرا ؟
4
به طاعتم طلبند و به عشرتم خوانند
من و غم تو به کار دگر چکار مرا؟