کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۵۳ - بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبها...

1

بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبها

کنون هم هست شب لیکن سیاه از دود یاربها

2

خوش آن شبها که پیشش بودمی که مست و گه سرخوش

جهانم میشود تاریک چون یاد آرم آن شبها

3

همی کردم حدیث ابرو و مژگان او هردم

چو طفلان سوره نون والقلم خوانان به مکتبها

4

چه باشد گر شبی پرسد که در شبهای تنهایی

غریبی زیر دیوارش چگونه می کند تنها

5

بیا ای جان هر قالب که تا زنده شوند از سر

بکویت عاشقان کز جان تهی کردند قالبها

6

مرنج از بهر جان خسرو اگر چه می کشد یارت

که باشد خوب رویان را بسی زین گونه مذهبها

متن شعر کپی شد.