کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۵۴ - من و پیچاک زلف آن بت و بیداری شبها...

1

من و پیچاک زلف آن بت و بیداری شبها

کجا خسبد کسی کش می خلد در سینه عقربها؟

2

گهی غم می خورم گه خون و می سوزم به صد زاری

چو پرهیزی ندارم جان نخواهم برد ازین تبها

3

چه بودی گر دران کافر جوی بودی مسلمانی

چنین کز یاربم می خیزد از هر خانه یا ربها

4

دعای دوستی از خون نویسند اهل درد و من

به خون دیده دشنامی که بشنیدم از آن لبها

5

ز خون دل وضو سازم چو آرم سجده سوی او

بود عشاق را آری بسی زین گونه مذهبها

6

بناله آن نوای باربد برمی کشد خسرو

که جانها پای کوبان می جهد بیرون ز قالبها

متن شعر کپی شد.