کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۵۷ - روز عید ست به من ده می نابی چو گلاب...

1

روز عید ست به من ده می نابی چو گلاب

که از آن جام شود تازه ام این جان خراب

2

جان من از هوس آن به لب آمد اکنون

به لب آرم قدح و جان نهم اندر شکر آب

3

روزه داری که گشادی ز لبش نگهت مشک

این زمان در دهنش نیست مگر بوی شراب

4

می حلالست کنون خاصه که از دست حریف

در قدح می چکد آب نمک آلود کباب

5

هر که رابوی گل و می بدماغ است او را

آن دماغی است که دیگر ندهد بوی گلاب

6

بنده خسرو به دعای تو که آن حبل متین

دست همت زد و پیچید طناب اطناب

متن شعر کپی شد.