کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۵۹ - تاب زلفت سر به سر آلوده خون من است...

1

تاب زلفت سر به سر آلوده خون من است

گرنخواهی ریخت خونم زلف را چندین متاب

2

گل چنان بی آب شد در عهد رخسارت که گر

خرمنی ازگل بسوزی قطره ای ندهد گلاب

3

خط تو نارسته می بنماید اندر زیر پوست

بر مثاب سبزه نورسته اندر زیر آب

4

مست گشتم زان شراب آلوده لب های تنک

مست چون گشتم ندانم چون تنک بود آن شراب

5

گرم و سردی دید این دل کز خط رخسار تو

نیمه ای در سایه ماندو نیمه ای در آفتاب

6

چون شدی در تاب از من داد دشنامم رقیب

سگ زبان بیرون کند چون گرم گردد آفتاب

7

شب زمستی چشم تو شمشیر مژگان برکشید

خواست بر خسرو و زندگی در میان بگرفت خواب

متن شعر کپی شد.