غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۷۴ - عشق آمد و گرد فتنه بر جایم ریخت...
1
عشق آمد و گرد فتنه بر جایم ریخت
عقلم شد و صبررفت و دانش بگریخت
2
این واقعه هیچ دوست دستم نگرفت
جز دیده که هر چه داشت درپایم ریخت
غزل · امیرخسرو دهلوی
عشق آمد و گرد فتنه بر جایم ریخت
عقلم شد و صبررفت و دانش بگریخت
این واقعه هیچ دوست دستم نگرفت
جز دیده که هر چه داشت درپایم ریخت