غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۷۷ - ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است...
1
ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
عالم به مراد دل و اقبال غلام است
2
صیدی که دل خلق جهان بود بدامش
المنته لله که امروز بدامست
3
ازطاق دو ابروی تو ای کعبه مقصود
خلقی بگمانند که محراب کدامست
4
چشم تو اگر خون دلم ریخت عجب نیست
او را چه توان گفت که او مست مدامست
5
خسرو که سلامت نکند عیب مگیرش
عاشق که ترا دید چه پروای سلامست