غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۸۰ - ندارد چشمه خورشید آبی...
1
ندارد چشمه خورشید آبی
کزان چشمه تو بردی هر چه است
2
نباشد هیچ بوی نافه از مشک
ولی موی تو یک سر مشک نابست
3
چو بر شیرین لبت از رخ چکد خوی
تمامی آب آن شربت گلابست
4
مرا گریک سوا لی از لب تست
ز چشمت ده جواب ناصوابست
5
سخن گوید چو خسرو پیش چشمش
زبون غمزه حاضر جوابست