غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۸۱ - آنجاست دل من و هم آنجاست...
1
آنجاست دل من و هم آنجاست
کان کج کله بلند بالا ست
2
خوابش دیدیم دوش و مستیم
کان خواب هنوز در سرماست
3
آهسته رو ای صبا بدان بام
کان مست شبانه من آنجاست
4
از دوزخ اگر نشان بپرسند
من گویم : خوابگاه تنهاست