کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۸۲ - شربت و صلت نجویم کار من خون خوردنست...

1

شربت و صلت نجویم کار من خون خوردنست

من خوشم تو مرهم آنجاها رسان که آزردنست

2

جان من از مایه غمهای تو پرورده شد

خلق غم گویند و نزد بنده جان پروردنست

3

کشتن من بر رقیب انداز وخود رنجه مشو

زانکه خون چون منی نه لایق آن گردن است

4

چاک دامن مژده بد نامیم داد ای سرشک

یاریش کن کو مرا در بند رسوا کردن است

متن شعر کپی شد.