غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۹۰ - درین غم که مبادا گره به تار بود...
1
درین غم که مبادا گره به تار بود
دران حریر که آن یار بی وفا خفته است
2
هلال عید جهان را به نور خویش آراست
شراب چون شفق و جام چون هلال کجاست؟
3
مگر شراب شفق خورد شب ز جام هلال
که هر گهر که در او بود جمله در صحراست