کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸۱ - بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی...

1

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی

خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی

2

آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد

حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی

3

گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است

عیش با آدمی ای چند پری زاده کنی

4

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف

مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

5

اجرها باشدت ای خسرو شیرین دهنان

گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی

6

خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات

مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی

7

کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ

ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی

8

ای صبا بندگی خواجه جلال الدین کن

که جهان پرسمن و سوسن آزاده کنی

متن شعر کپی شد.