کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۱۱۱ - خبری ده به من ای باد که جانان چون است؟...

1

خبری ده به من ای باد که جانان چون است؟

آن گل تازه و آن غنچه خندان چون است؟

2

رخ و زلفش را میدانم باری که خوشند

دل دیوانه من پهلوی ایشان چون است؟

3

هم به جان و سرجانان که گمانیش مگوی

گو همین یک سخن راست که جانان چون است؟

4

با که می خورد آن ظالم و در خوردن می

آن رخ پرخوی و آن زلف پریشان چون است؟

5

چشم بد خوش که هشیار نباشد مست است

لب می گونش که دیوانه کند آن چون است؟

6

روزها شد که دلم رفت و دران زلف بماند

یارب آن یوسف گم گشته بزندان چون است؟

7

خشک سالی است درین عهد وفا را ای اشک

زان حوالی که تومی آیی یاران چون است؟

8

پست شد خسرو مسکین به لگد کوب فراق

مور در خاک فرو رفت سلیمان چون است

متن شعر کپی شد.