کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۱۱۷ - ای دل غمین مباش که جانان رسیدنی است...

1

ای دل غمین مباش که جانان رسیدنی است

در کام تشنه چشمه حیوان رسیدنی است

2

ای دردمند هجر مینداز دل ز درد

کاینک طبیب آمده درمان رسیدنی است

3

ای گلستان عمر زسربرگ تازه کن

کان مرغ آشیان به گلستان رسیدنی است

4

پروانه وار پیش روم بهر سوختن

کان شمع دیده در شب هجران رسیدنی است

5

در ره بساط لعل زخون جگر کشم

کان نازنین چو سرو خرامان رسیدنی است

6

جانی که از فراق رها کردخانه را

یاد آورید که آرزوی جان رسیدنی است

متن شعر کپی شد.