غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۱۲۰ - هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست...
1
هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست
من همانجا که دل گمشده من آنجاست
2
هر شب ای غم چه رسی در طلب دل اینجا
آخر آن سوخته سوخته خرمن آنجاست
3
گفتی ای دوست که بگریز و ببر جان زین کوی
چون گریزم که گروگان دل دشمن آنجاست