غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۱۳۹ - درد دلم را طبیب چاره ندانست...
1
درد دلم را طبیب چاره ندانست
مرهم این ریش پاره پاره ندانست
2
راز دلت به صبر گفت بپوشان
حال دل غرقه زان ره ندانست
3
خال بناگوش او ز گوشه نشینان
برد چنان دل که گوشواره ندانست
غزل · امیرخسرو دهلوی
درد دلم را طبیب چاره ندانست
مرهم این ریش پاره پاره ندانست
راز دلت به صبر گفت بپوشان
حال دل غرقه زان ره ندانست
خال بناگوش او ز گوشه نشینان
برد چنان دل که گوشواره ندانست