غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۱۴۳ - یکایک تلخی دوران چشیدم...
1
یکایک تلخی دوران چشیدم
زهجران هیچ شربت تلخ تر نیست
2
اسیر هجر و نومید از وصالم
شبم تاریک و امید سحر نیست
3
به یک جان خواستم یک جام شادی
ز دور چرخ گفتا رایگان نیست
غزل · امیرخسرو دهلوی
یکایک تلخی دوران چشیدم
زهجران هیچ شربت تلخ تر نیست
اسیر هجر و نومید از وصالم
شبم تاریک و امید سحر نیست
به یک جان خواستم یک جام شادی
ز دور چرخ گفتا رایگان نیست