غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۱۵۵ - تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت...
1
تقدیر که یک چند مرا از تو جدا داشت
از جان گله دارم که مرا زنده چرا داشت؟
2
اندوه جدایی ز کسی پرس که یک چند
دور فلک از صحبت یارانش جدا داشت
3
داغ دگر این است که از گریه بشستم
آن داغ که دامانت ز خون دل ما داشت