غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۱۶۰ - مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت...
1
مهی گذشت که آن مه به سوی ما نگذشت
شبی نرفت که برجان ما بلا نگذشت
2
مرا ز عارض او دیر شد گلی نشگفت
چو گلبنی که بر او هیچ گه صبا نگذشت
3
گذشت در دل من صد هزار تیر جفا
که هیچ در دل آن یار بی وفا نگذشت
4
مسیح من چو مرا دم نداد جان دادم
ولیک عمر ندانم گذشت یا نگذشت
5
کبوتری نبرد سوی دوست نامه من
کز آتش دل من مرغ در هوا نگذشت
6
چه سود ملک سلیمانت خسروا به سخن
که هدهد تو گهی جانب سبا نگذشت