غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۱۶۳ - هر صبر و سلام که دل سوخته را بود...
1
هر صبر و سلام که دل سوخته را بود
اندر شکن سلسله خم به خمش رفت
2
یک روز به شالای وصالش نرسانید
آن عمر گران مایه که ما را به غمش رفت
غزل · امیرخسرو دهلوی
هر صبر و سلام که دل سوخته را بود
اندر شکن سلسله خم به خمش رفت
یک روز به شالای وصالش نرسانید
آن عمر گران مایه که ما را به غمش رفت