کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۱۶۴ - بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت...

1

بی شاهد رعنا به تماشا نتوان رفت

بی سرو خرامنده به صحرا نتوان رفت

2

صحرا و چمن پهلوی من هست بسی لیک

همره تو شو ای دوست که تنها نتوان رفت

3

مائیم و سر کوی تو گر پیش نخوانی

اینجا بتوان مرد و از اینجا نتوان رفت

4

گفتم که ز کویت بروم تا ببرم جان

گفتی بتوان جان من اما نتوان رفت

5

ای قافله در بادیه ام پای فرو ماند

بگذر تو که در کعبه به این پا نتوان رفت

6

مپسند که در پیش لبت مرده بمانم

نازیسته از پیش مسیحا نتوان رفت

متن شعر کپی شد.