کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۱۷۵ - تر کن من دی سخن به ره می گفت...

1

تر کن من دی سخن به ره می گفت

هر که رویش بدید مه می گفت

2

او همی رفت وخلق در عقبش

وحده لا شرک له می گفت

3

دل خطش را زوال جان می خواند

نیم شب را زوالگه می گفت

4

گفتمش تیر میزنی بردل

خنده می زد به ناز و نه می گفت

5

خسرو از دور هم چو مدهوشان

نظری می فکند دوه می گفت

متن شعر کپی شد.