کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۱۸۱ - کار حسن تو رسیدست به جایی که سزد...

1

کار حسن تو رسیدست به جایی که سزد

که به عهدت سخن از یوسف کنعان نرود

2

باوصال تو ندارم سر بستان و بهشت

هر کرا باغچه ای هست به بستان نرود

3

خسرو خسته که ماندست به دهلی دربند

آه گر زو خبری سوی خراسان نرود

4

لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای

که پس از دوری بسیار به یاری برسد

5

قیمت گل نشناسد مگر آن مرغ اسیر

که خزان دیده بود پس به بهاری برسد

6

چه کند دل که جفای تو تحمل نکند

که اگر جان طلبی بنده تامل نکند

7

وا جبست از دهن غنچه بدوزند بخار

تا در ایام جمالت سخن گل نکند

متن شعر کپی شد.