غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۱۸۲ - نارسته می توان دید از زیر پوست خطت...
1
نارسته می توان دید از زیر پوست خطت
چون نامه یی که کاتب سوی برون بخواند
2
ای دل سپاس دار که گردوست جور کرد
از بخت نامساعد من بود ازو نبود
غزل · امیرخسرو دهلوی
نارسته می توان دید از زیر پوست خطت
چون نامه یی که کاتب سوی برون بخواند
ای دل سپاس دار که گردوست جور کرد
از بخت نامساعد من بود ازو نبود