کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۱۸۷ - ای که عمر از پی سودای تو دادیم بباد...

1

ای که عمر از پی سودای تو دادیم بباد

یاد می دارد که از مات نمی آید یاد

2

عهدها بستی و می داشتم امید وفا

ای امید من و عهد تو سراسر همه باد

3

هر چه دارند ز آئین نکویی خوبان

همه داری و بدان چشم بدانت مرساد

4

ماجرای دل گم گشته بی نام ونشان

هر که را باز نمودیم نشانی به تو داد

5

کام خسرو بده ای خسرو خوبان که شده است

لعلی جان بخش تو شیرین و دل او فرهاد

متن شعر کپی شد.