کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۱۸۹ - چوکارهای جهانست جمله بی بنیاد...

1

چوکارهای جهانست جمله بی بنیاد

حکیم دروی ننهاد کارها بنیاد

2

مشو مقیم درآبادی خراب جهان

چو کس مقیم نماند درین خراب آباد

3

مبر ز باد غرور ار بلندیی داری

که خس بلند شد از باد لیک باز افتاد

4

چو هست بنده خلق آدمی ز بهر طمع

خوشاکسی که ازین بندگی بود آزاد

5

چنان بزی که نمیری اگر توانی زیست

چو هر که هست به عالم برای مردن زاد

6

از آن خویش مدان خسروا که عاریت است

متاع عمر که دادند باز خواهی داد

متن شعر کپی شد.