غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۱۹۱ - گر نیندیشد رقیب او بلای عاشقان...
1
گر نیندیشد رقیب او بلای عاشقان
هم بران جان بلا تشویش او خواهد فتاد
2
آنکه می گوید که دل ندهم بکس آخر گهی
پیش چشم شوخ کافر کیش او خواهد فتاد
غزل · امیرخسرو دهلوی
گر نیندیشد رقیب او بلای عاشقان
هم بران جان بلا تشویش او خواهد فتاد
آنکه می گوید که دل ندهم بکس آخر گهی
پیش چشم شوخ کافر کیش او خواهد فتاد