غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۲۱۲ - فلک با کس دل یکتا ندارد...
1
فلک با کس دل یکتا ندارد
زصد دیده یکی بینا ندارد
2
درخت دهر سر تا پای خار است
تو گل جویی و او اصلا ندارد
3
جهان از مردمی ها مردمان را
نویدی میدهد اما ندارد
4
کسی از هفت بام چرخ بگذشت
که باغ هشت در ماوا ندارد
5
کسی کاین جا مربع می نشیند
در ایوان مثمن جا ندارد
6
چرا خسرو نیندیشی تو امروز
از آن فردا که پس فردا ندارد