کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹۲ - سلامی چو بوی خوش آشنایی...

1

سلامی چو بوی خوش آشنایی

بدان مردم دیده روشنایی

2

درودی چو نور دل پارسایان

بدان شمع خلوتگه پارسایی

3

نمی بینم از همدمان هیچ بر جای

دلم خون شد از غصه ساقی کجایی

4

ز کوی مغان رخ مگردان که آن جا

فروشند مفتاح مشکل گشایی

5

عروس جهان گر چه در حد حسن است

ز حد می برد شیوه بی وفایی

6

دل خسته من گرش همتی هست

نخواهد ز سنگین دلان مومیایی

7

می صوفی افکن کجا می فروشند

که در تابم از دست زهد ریایی

8

رفیقان چنان عهد صحبت شکستند

که گویی نبوده ست خود آشنایی

9

مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع

بسی پادشایی کنم در گدایی

10

بیاموزمت کیمیای سعادت

ز همصحبت بد جدایی جدایی

11

مکن حافظ از جور دوران شکایت

چه دانی تو ای بنده کار خدایی

متن شعر کپی شد.