غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۲۱۶ - غزلی که درپایان تصنیف قران السعدین سروده است
1
نامه تمام گشت ، به جانان که می برد؟
پیغام کالبد به سوی جان که می برد؟
2
این خط پر ز مهر به دلبر که می دهد؟
وین دردسر به مهر به درمان که می برد؟
3
این نامه نیست پیرهن کاغذین ماست
پرخون زدست هجر، به جانان که می برد؟
4
جانان مرا به هجر تو هر مونسی که هست
غم می برد ولی غم هجران که می برد؟
5
گفتی نگاهدار به فرمان خویش دل
دارم ولی بگوی که فرمان که می برد؟
6
دردا که دل ز خسرو بیچاره می رود
واگاه نی ز بردن دل ، آن که می برد!