غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۲۲۳ - زاهد از صومعه زنهار که بیرون نروی...
1
زاهد از صومعه زنهار که بیرون نروی
که از آن سوی بلای دل و دین می گذرد
2
می گذشتی شب و از ماه برآمد فریاد
کاین چه فتنه است که بروی زمین می گذرد؟
غزل · امیرخسرو دهلوی
زاهد از صومعه زنهار که بیرون نروی
که از آن سوی بلای دل و دین می گذرد
می گذشتی شب و از ماه برآمد فریاد
کاین چه فتنه است که بروی زمین می گذرد؟