غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۲۲۸ - باز بوی گل مرا دیوانه کرد...
1
باز بوی گل مرا دیوانه کرد
باز عقلم را صبا بیگانه کرد
2
بازم از سر تازه شد مستی عشق
بس که بلبل ناله مستانه کرد
3
گل چو شمع خوبرویی برفروخت
بلبل بیچاره را پروانه کرد
4
جان برد از خانه تن عاقبت
این چنین عشقت که در دل خانه کرد
5
قصه شیرین عجب افسانه ای است
کوهکن خواب اندرین افسانه کرد
6
خورد خسرو نیست جز غم چاره چیست
چون خدا این مرغ را این دانه کرد