غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۲۳۱ - باد بازآمد و بوی گل وریحان آورد...
1
باد بازآمد و بوی گل وریحان آورد
خنده باغ مرا گریه هجران آورد
2
باز گلهای نو از درد کهن یادم داد
غنچه ها بر جگرم زخم چو پیکان آورد
3
بوی آن گمشده خویش نمی یابم هیچ
زان چه سودم که صبا بوی گلستان آورد