غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۲۳۶ - بدینسان کز تب هجران تنم در زیر پیراهن...
1
بدینسان کز تب هجران تنم در زیر پیراهن
همی سوزد عجب دارم که پیراهن نمی سوزد
2
چراغ من نمی سوزد شب ازدلهای سرد من
چراغ خانه همت به هم روشن نمی سوزد
3
غم خسرو هخی دانی و نادان می کنی خود را
مرا این کشت ورنه طعنه دشمن نمی سوزد