غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۲۴۳ - گویند بگسلد چو به غایت رسید عشق...
1
گویند بگسلد چو به غایت رسید عشق
جانم گسست و عشق به غایت نمی رسد
2
گمره چنان شدست دلم با دهان تو
کس از کتاب صبر هدایت نمی رسد
3
به گذشت دوش زلف و رخت پیش چشم من
ماهی گذشت و شب به نهایت نمی رسد