کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۲۴۸ - سخن می گفتم از لبهایش در کام زبان گم شد...

1

سخن می گفتم از لبهایش در کام زبان گم شد

گرفتم ناگهان نامش حدیثم در دهان گم شد

2

دل گم گشته را درهر خم زلفش همی جستم

که ناگه چشم بد خویش سوی جان رفت و جان گم شد

3

در مقصود برعشاق مسکین بازکی گردد ؟

چو در خاک در خوبان کلید بختشان گم شد

متن شعر کپی شد.