کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

گزیده غزل ۲۶۱ - درشهر فتنه ای شد می دانم از که باشد...

1

درشهر فتنه ای شد می دانم از که باشد

ترکیست صید افگن پنهانم از که باشد

2

هر روز اندرین شهر خلقی زدل برایند

گردیگری نداند من دانم از که باشد

3

دردم گذشت از حد معلوم نست تا خود

سامانم از که خیزد درمانم از که باشد

4

چون کرد طره تو غارت قرار خسرو

من بعد گر صبوری نتوانم از که باشد؟

متن شعر کپی شد.