غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۲۷۵ - سیلاب سرشک هجران توام دوش...
1
سیلاب سرشک هجران توام دوش
تا دوش بد امروز به بالای سر آمد
2
یار ب چه توان کرد که می خواری و رندی
پیش همه عیب است و مرا این هنرآمد
3
گر عادت بخت من و خوی تو چنین است
مشکل بود از کلبه احزان بدر آمد