غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۲۹۰ - گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند...
1
گوش من از پی نام تو به هر کوی بماند
چشم من از هوس روی تو هر سوی بماند
2
نه به گلزار گشاید دل من نه در باغ
بس که در جان من اندیشه آن روی بماند
3
بامدادان به چمن ناز کنان می گشتی
سرو یک پای ستاده به لب جوی بماند
4
ماجرای دل خود کام چه پرسی از من ؟
سالها شد که ز من رفت و در آن کوی بماند