غزل · امیرخسرو دهلوی
گزیده غزل ۲۹۳ - ز چشم کافرت کز غمزه لشکر میکشد هر سو...
1
ز چشم کافرت کز غمزه لشکر میکشد هر سو
به هفت اقلیم تن یک منزل آبادان نمی ماند
2
نه ای با بنده چون اول بدین خوش میکنم دل را
که پیوسته مزاج آدمی یکسان نمی ماند
غزل · امیرخسرو دهلوی
ز چشم کافرت کز غمزه لشکر میکشد هر سو
به هفت اقلیم تن یک منزل آبادان نمی ماند
نه ای با بنده چون اول بدین خوش میکنم دل را
که پیوسته مزاج آدمی یکسان نمی ماند